عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى

98

رساله بيخ چينى ( فارسى )

فصل در شرائط خوردن بيخ اما شروط منقسم است به دو قسم ، يكى آنكه متعلق است بنفس اين دوا دوم آنكه متعلق است باستعمال او اما اول و دران چندان شرط است اول آنكه سرخ باشد و سفيد او آنكه غالب سنگين‌تر مىباشد دلالت بر غلبهء فجاجت و قلت نضج و حرارت مىكند و اين‌چنين بيخ طبيخ او نيز سرخ است دوم آنكه سنگين باشد جهت آنكه سبك او كهنه و بوسيده و كم‌قوت است بنا بر آنكه سبك او بواسطهء غلبهء اجزاى هوائيه خفت پيدا مىكند و اجزاى هوائيه تخلخل المزاج است و تخلخل موجب تاثير هواى خارج در باطن و تحليل قوى و سوم آنكه كم گره باشد و سطح ظاهر او مستوى باشد چه آنچه بر خلاف اين باشد با آن است كه در زمين كم‌رطوبت نما يافته است و يبس برو غالب شده و معلوم است كه اين‌چنين دوا جذب غذاى خود نتوانست كرد و ناقص و كم‌قوت مانده و با آن است كه هنوز استكمال نيافته كه بيرون آورده اند و رطوبات غير ممازجه او مفارقت نموده‌اند و خشكيده مانده و ضعف و نقصان اين در دفع علت ظاهر است و چهارم آنكه متوسط باشد در كوچكى و بزرگى و اگر چنين نباشد افراط و بزرگى چندان مذموم نيست ما دامى كه جامع صفات حميده باشد و اما خورد با وجود آنكه در اكثر اوقات اثقل مىباشد بواسطهء نقصان نمو قوت و كمال نيافته - پنجم درو طعمى غالب نباشد زيراكه طعم غالب دليل است كه جسم ديگر ذو طعم درو نفوذ كرده و احداث طعم نموده و چون در اصل خالى از طعام بعذوبت مايل است هرچه نه چنين باشد مغيرى برو مستولى شده خواهد بود و آن‌چنان‌كه مغير طعم است